محمد يار بن عرب قطغان

360

مسخر البلاد ( تاريخ شيبانيان ) ( فارسى )

كشش بىشمار رايت « 1 » ظفر اقتدار بر اوج آن كوه فلك نمودار افراشتند . تيغ كيانى سراندازى پيش گرفت و سنان خطى كينه‌سازى پذيرفت با تمام جنگ و سنگ شبه رنگ و لعل فام شد . تن دشمنان خاك شد زير نعل * ز خون سنگ شد ريزه ريزه چو لعل عاقبت به ميامن عون يزدانى و قوت دولت صاحبقرانى اركان ثبات و قرار اعدا تزلزل پذيرفت ، چنانچه بىتأخر چنان عجز و اضطرار و گيرودار برآمد « 2 » كه همه بگريختند و رخش عزيمت به صوب گريز و هزيمت انگيختند و امرا و لشكريان به ايشان درافتاده ، تيغ آتش‌بار و سنان آبدار دمار از روزگار آن زمرهء فجار برآوردند . و اكثر آن خاكساران بادپيمان را از پاى افكنده ناچيز كردند و غنايم بسيار و فراوان داده اولجاى بىكران به دست سپاه ظفرنشان افتاد ( 220 الف ) و خلق بسيار در كمند سرگرفتارى نهاد . چون صورت فتح گشاد و در آيينه مراد جلوه‌گر شد ، سپاه ظفرنشان عنان عزم به جانب روستاق تاب دادند . بعد از تصرف آن ولايت خبر شنيدند كه عبد الرحيم بيگ حاكم طالقان و امير آتش كه توپچى باشى ميرزا بود و ميرزا محمد صدر و مير سلطان با فرقهء ديگر در بچه مرغ [ كه ] از توابع روستاق است ، تحصين جسته‌اند و در آن مقام رفيع و منزل منيع نشسته‌اند . بنابرآن امرا با عزّ و توان محمد زمان بيگ شيرازى را به استمالت‌نامه جهت طلب ايشان فرستاد و مشار اليه سرعت نموده به موضع بچه مرغ رسيد و خط استمالت را به متحصنان آن مقام نموده ، ايشان را به عواطف خانى و عنايت خاقانى اميدوار ساخته ، طلبيد . و پس از تردد تمام و مراسلت و پيغام ، امرا از بالا به زير آمده همراه محمد زمان بيگ مذكور متوجه امراى عظام خاقانى خجسته‌فرجام شدند . سران سپاه و معتبران درگاه خاطر از جانب اعدا جمع كردند و مظفّر و منصور با غنايم نامحصور و اسباب موفور روى عزيمت به صوب پادشاه شجاعت آثار مشهور آوردند و به موضع امام به درگاه عالىمقام شتافتند ؛ در شرف انعامات شاهى ديگر عنايت‌نامه‌هاى پادشاهى امتياز يافتند . و آن حضرت عبد الرحيم بيگ را با سپاه شاهرخ ميرزا به الطاف خسروانه نواخت و در سلك عساكر خويش داخل و منتظم ساخت . و هم در آن مقام كس از جانب كولاب آمده پيغام داد كه جمعى از سادات علّيّه و امراى جغتيّه

--> ( 1 ) . س : رويت . ( 2 ) . س : برآيد .